تبليغاتX
صلیب جدایی،خاطراتم را به دار آویخت

تفسیر عشق

شیشه ی شب شکست

اینک شاهه عبور روز از کنار مزرعه ی زندگی ام هستم

چه زیبا می وزد نور

آواز دهکده می چکد از آسمان

آوازش، آواز صداقت

امروز بغض رود با خود این نداها دارد

عشق ها کهنه شدند

رنگ اگر می خواهند

عشق را ترجمه باید

و حال من در باران سکوت، قاصدک عشق می شوم

اول جاده ی عشق با خط خورشید می نویسم

عشق واژه نیست، معناست

عشق معناست

آن زمانی که ثانیه ها به دنبال صدای پای خدا می دوند

در تبخیر لحظه ها، شرط عبور از عشق کبود

نگاه دوختن به نگاه آفتاب نیست

از چشمه آفتاب نوشیدن است

جست و جوی آفتاب است زیر باران

و من به تو ای دوست سلام می کنم

به تویی که عمری نان طراوت را خورده ای

بیا ما معنای عشق باشیم

با من بیاتا در شب های سرد زمستان

در مشتی کویردر غبار لحضه هایی که ابر ما را با خود به صفای کوهستان نمی برد.

+ نوشته شده در سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 7:30 بعد از ظهر توسط صابر |

سلام خدمت دوستان گلم.
من که صابرم و از این که به من افتخار دادین و به خونم سر زدین ممنونم.
امیدوارم که از شعرهایی که واستون گذاشتم خوشتون بیاد...
خوشحال می شم پیشنهادهاو انتقادهاتون رو بشنوم یا ببینم!